السيد عز الدين الحسيني الزنجاني
23
تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )
براى هر نوعى يك خداى خاصّى قائل بودند ، مثلًا خداى آسمان ، خداى زمين ، خداى دريا و . . . . در زبان عربى نيز « رب » و « إله » اسم خاص نيستند و لذا جمع بسته مىشوند جمع « ربّ » ، « ارباب » و جمع « إله » را « الهه » گويند . ايزد صدرالمتألّهين در كتاب اسفار ، در بحث « مثُل افلاطونيه » مىگويد : ايزد به هر يك از انواع ارباب نيز اطلاق مىشود ، در صورتى كه « اللَّه » فقط مخصوص ذات مقدّس احديّت است و به ديگرى اطلاق نمىگردد . بنابراين ، از اطلاق ايزد به ديگرى معلوم مىشود كه اين كلمه نيز ترجمهء دقيق « اللَّه » نيست . « 1 » و برفرض اين كه ايزد مخصوص ذات اقدس الهى نيز باشد معلوم نيست به چه اعتبارى اين گونه است ؟ زيرا « اللَّه » عَلَم است براى ذات مقدّس احديت كه مستجمع جميع صفات كماليه مىباشد . حال اگر ايزد به اعتبار تربيت كننده موجودات بوده ، يا اين كه داراى عظمت لايتناهى است ، باز هم ترجمهء « اللَّه » نيست ، آرى ، اگر توانستيم ثابت كنيم كه ايزد مخصوص ذات اقدس احديّت است به اعتبار جمع بودن همهء صفات كمالى ، آن گاه مىتوان گفت ترجمه و مرادف « اللَّه » در فارسى مىباشد . نكتهء ديگر آن كه ؛ ايزد و يزدان از يك ريشه هستند ، و گبرها به آفرينندهء نيكويىها يزدان و به آفرينندهء بدىها اهريمن مىگفتند ، و لذا بعضىها شيطان را به اهريمن ترجمه كردهاند و هر دو ( يزدان و اهريمن ) زاييدهء يك حقيقت ازلى و ابدى به نام اهورامزدا است كه مبدأ آنها مىباشد ، پس اهورا مزدا دو فرزند داشته است : يكى يزدان و ديگرى اهريمن .
--> ( 1 ) . صاحب جواهر در كتاب جواهر ، باب « حَلْف ايْمان » مىفرمايد : « لغت فارسى مترادف اللَّه « ايزد » است » . مؤيّد كلام اين فقيه بزرگوار اين است كه در زمان مأمون عباسى يك نفر ايرانى زردشتى را به نام « ايزد خواست » كه بسيار رياضى دان و منجّم ماهرى بود از ايران به بغداد آوردند . و چون مسلمان شد ، خواستند اسمش را برگردانند و لذا « ايزد خواست » به ما شاء اللَّه ترجمه شد ، ولى اين تنها يك تأييد است بر فرمايش صاحب جواهر نه دليل بر آن ، و نمىشود فرمايش ايشان را تصديق كرد . .